یک استکان چای
•* *•.ღیک استکان چای •* *•.ღ
راه تمام آرزو ها را نبندیم ........... چون ساز در دستان بی تدبیر دنیا هر دم صدای ناخوشی کردیم و طی شد . وامروز سر تاسر نوای آشناییم افسوس فروردین باور ها که دی شد . ناچیده از مودار هستی خوشه ای عشق در حسرت شهد زمین انگشت لیسیم درد مضاعف آنکه باید از خاطرات خوشه چینی مان نویسیم . آخر قلم خشکید از داغ تعصب بر هر چه که تردید کردم از زمین بود خامش خاموش خط قرمز لب فروبند اصل تمام دردهامان هم همین بود. آهسته از پستوی دنیا دزدیده گاهی سر کشیدیم در انتظار روی ماه آرزوها ما زخم های شیعه بودن را خریدیم و امروز ماییم وشاید....... باز حسرت و امروز ماییم و شاید......... باز شاید. راه تمام آرزو ها را نبندیم امید وارم زودتر "مهدی " بیاید . خاکی
| Design By : Night Skin |



