یک استکان چای
•* *•.ღیک استکان چای •* *•.ღ
دارم فکر میکنم هفته تموم شد بازم جمعه اومد تو تاریکی روزهای هفته تو تنهایی دلهای شکسته تو غمهای ایام هفته دنبال چی میگردم شنبه شروع یک عالمه غسه و غم یادآوری هفته گذشته یکشنبه با کوله باری ژر از حسرت گذشته دوشنبه زنبیل در دست به دنبال خرید هستی سه شنبه در فکر چه و چه کنمها چهارشنبه تازه یادم میاد تو تنهایی خودم باید بنشینم و فکر کنم که چرا؟ پنجشنبه تعطیلی اجباری با یک عالمه تردید ولی یه کمی خوشحالی چرا؟ چون بعدش جمعه است جمعه اخ که چقدر زیباست منتظران تو چشم براه این روزند تا روخ زیبای تو را ببینند.اخه آقا جون با مرام چقدر جمعه پشت سر گذاشتیم و نیومدی پس من گنه کار کی می تونم روی زیباتو ببینم یه گوشه چشمی به ما کن میسوزم و می سازمو امید ندارم امید تودارم که دگر هیچ ندارم از بهر دو عالم دگر فارغم ای دوست کز این دوجهان فرصت دیدار ندارم یا علی مدد
| Design By : Night Skin |



